تاثیر رنگ ها را بشناسید
در یکی دیگر از پست های دسته سبک زندگی برای شما مطلبی با عنوان تاثیر رنگ ها را بشناسید قرار دادیم به راستی چقدر به تاثیر رنگ ها فکر کرده اید در گذشته شاید چیزی نبود که انسان وقت فکر کردن به آن را داشته باشند و کمتر کسی نیز به آن اهمیت می داد اما رفته رفته و با پیشرفت علم و تاثیر رنگ ها بر روی سلامت روح افراد مردم بیشتر به آن اهمیت دادند چون به مفهوم و تاثیرات رنگ ها نیز پی بردند. امروز ما در سایت نازشو نیز می خواهیم برخی از مهم ترین و اصلی ترین تاثیر رنگ ها بر روی روح تان را نیر بررسی کنیم و شما نیز با خواندن این مطلب نیز اطلاعات مفید دریافت خواهید که صد در صد به درتان خواهد خورد و شاید باعث یک تغییر اساسی و تغیر نگاه به رنگ ها در شما شود چون می خواهیم در مورد مسئله مهمی صحبت کنیم. چون با خواندن تاثیر رنگ ها نیز شما جوری دیگر از این به بعد به آن ها فکر خواهید کرد. در آخر هم از شما می خواهیم اگر واقعا تاثیر رنگ ها را در زندگی خود دیده اید تجربه های خود را در قسمت دیدگاه با ما به اشتراک بگذارید تا سایر دوستان ببین که این موارد واقعا تاثیر گذار است. شما را نیز دعوت می کنم تا انتهای این مطلب همراه ما باشید.
رنگ ها آنچنان در روح و روان آدمی اثر می گذارد که موجب تغییر رفتار وی می شوند و این نوع تغییر به تحول در خصوصیات و شخصیت افراد منجر می گردد، یک رنگ بخش میانی مغز را تحریک می کند و در نتیجه بر اعصاب و روان انسان اثر می گذارد .
دین مبین اسلام به طور ظریفی اثرات حداقل و ضعیف را در نظر دارد و اینکه این اثرات ضعیف چه مثبت و چه منفی در صورت تکرار می توانند منجر به تأثیر کلی و محسوس گردند؛لذا در همین رابطه دستورات خاصی در مورد رنگ لباس داده است.
انسان و رنگ زیر مجموعه ای از نظام کل و جهان می باشند،لذا انسان و رنگ و طبیعت دائماً در تعامل با هم بوده و در نهایت انسان محصور در چهار دیواری طبیعت را تحت تأثیر قرار می دهند. از جهت رنگ شناسی تعادل روانی زمانی در انسان به وجود می آید که ارتباط بین انسان،رنگ و طبیعت متعادل باشد در آن صورت اثر مثبت بر روح و روان انسان خواهد گذاشت و در غیر این صورت با عدم جایگزینی صحیح رنگ در مکان خاص خود و به کارگیری نادرست آن در محیط های انسانی صدمات روحی شدیدی بر انسان وارد خواهد آمد.
آیا تغییر سادهای در سایه رنگ ها میتواند به سلامت شما کمک کنند؟ بر اساس فنونی با سابقهای قدیمی که درمجموع رنگ درمانی نامیده میشوند، رنگ میتواند واقعاً خلقوخوی شما را بهبود بخشد و تأثیرات بیشتری هم داشته باشد.
رنگدرمانی که به آن کروموتراپی هم میگویند، به شیوه استفاده از رنگ و نور برای برقراری تعادل، آرامش ذهنی و بهبود سلامت اشاره دارد.
الین- ماری آستن- شارپ یک رنگدرمانگر یا کروموتراپیست تاییدشده دراینباره میگوید: «رنگدرمانی یک شیوه مهم درمانی جایگزین است، زیرا بهآسانی در دسترس و تأثیربخش است.» قرار دادن بیماران در معرض رنگهای گوناگون از طریق نور برای درمان مشکلات روانشناختی و فیزیولوژیکی در فرهنگهای باستانی در مناطقی مانند چین، هند و مصر ریشه دارد که در آنها بیماران را در سولاریومهایی با شیشههایی با رنگهای گوناگون مینشاندند.
نور خورشید از میان شیشهها میگذشت و بیماران را غرق رنگهایی میکرد که به علت منافع درمانی فردی انتخاب شده بودند. نظام باستانی پزشکی آیوورودیک در هند که رویکردی کلگرا به مراقبت از بدن (ذهن، جسم و روحیه دارد) نیز به استفاده از رنگهای برای درمان بیماریهای گوناگون بر اساس این اعتقاد که رنگهای متفاوت نیروهای شفادهندگی متفاوت دارند میپردازد.
این نظام پزشکی خواص را بهطورمعمول به رنگهای رنگینکمان نسبت میدهد:
قرمز: انرژی میدهد، نیرو را بالا میبرد، گردش خون را تحریک میکند.
آبی: تسکین میبخشد، باعث آرامش و آسودگی میشود، تفکر منطقی را برمیانگیزد.
زرد: انگیزه ایجاد میکند، وضوح ذهنی و توانایی ارتباط گرفتن را ارتقا میدهد.
سبز: سرزندگی و هماهنگی را تشدید میکنند و اثری پایدارکننده دارد.
نارنجی: بیباکی، شورونشاط و هوش را تقویت میکند.
بنفش/ارغوانی: به تقویت اعتماد به نفس و الهامبخشی یا درونانگیزی کمک کرده و دستگاه عصبی را متعادل میکند.
سفید: همه رنگها را در خود دارد؛ برای شفابخشی و هشیاری معنوی خوب است.
رنگ درمانی
بنفش به تقویت اعتمادبهنفس و الهامبخشی یا درونانگیزی کمک میکند
امروزه رنگدرمانگرها از وسایل کاربردی مانند روسریها و بطریهای شیشهای رنگی گرفته تا جواهرات رنگی، نوردهی ملایم و حتی غذاهای رنگارنگ برای درمان افسردگی ، اضطراب و حتی کاهش عوارض ناشی از سکته مغزی استفاده میکنند.
آستن شارپ میگوید: «آبی رنگی آرامبخش و رنگی ایدهآل برای اضطراب است. سبز ما را متعادل میکند و باعث تجدیدقوای بدنمان میشود. رنگ زرد به هشیار و مطمئن باقی ماندن ما کمک میکند. قرمز انرژی ما را تقویت میکند. افرادی که دچار افسردگی هستند با رنگهای زرد خوشبینتر و با رنگ نارنجی صمیمیتر میشوند. صورتی بیانگر عشق به خود است که به نظر من همه ما برای شفا یافتن واقعی به آن نیاز داریم.»
به گفته او، اغلب ما متوجه نیستیم که درواقع در طول زندگیهایمان در حال استفاده از رنگدرمانی بودهایم. همه انتخاب رنگ ها ، چه درباره لباس و مبلمان باشد و چه درباره غذا و مسواک باعث میشوند، ما احساس بهتری بکنیم. او میگوید: «حتی هنگامیکه مطلقاً هیچ چیز رنگارنگی در محیط شما وجود ندارد، میتوانید از ذهنتان استفاده کنید و عامدانه رنگهایی را میخواهید تصور کنید و بهاصطلاح «رنگ را به آنجایی که میخواهید بهبود یابد بدمید.» این بهاصطلاح دمیدن رنگ را میتوانید در هر جایی تمرین کنید.»
گرچه این کار بسیار ساده به نظر میرسد، اما آیا شاهدی وجود دارد که واقعاً رنگدرمانی مؤثر است؟
لسلی هرینگتون، رئیس شرکت الچ کالر، یک شرکت مشاوره رنگ، دراینباره میگوید: «فرصت واقعی که رنگ در اختیار شما میگذرد این است که خصوصیات عاطفی یا رفتاری را که در پی آن هستید با رنگ مناسبی (از دیدگاه خودتان) پیوند دهید.»
هرینگتون که راهبردهای کاربرد رنگ را برای شرکتها در سراسر دنیا ارائه میدهد، توضیح داد که تجربه انسانها با رنگ از طریق رشتهای از بهاصطلاح فیلترها صورت میگیرد. ازجمله این فیلترها واکنشهای ذاتی یا فیزیولوژیک به رنگها است، اما تداعیهای آموختهشده با رنگها بر اساس فرهنگها و تجربیات افراد هم در این مورد مؤثر است. بنابراین رابطه با رنگها در سطح فردی میتواند بسیار پیچیده باشد.
هرینگتون میگوید مجموعه فزایندهای پژوهشها بیانگر آن است که رنگیهایی معین بهطوری یکنواخت و به شیوهای قابل پیشبینی تأثیراتی بر رفتار میگذراند، برای مثال رنگ قرمز و نارنجی باعث تحریک شدن و نیرو بخشیدن میشوند درحالیکه رنگ آبی و سبز آرامبخش هستند. برخی از رنگها مانند زرد درواقع میتوانند خلقوخو را بالا ببرند، اما پردازش آنها انرژی بیشتری میگیرد و ممکن است لازم باشد که با «دوزهای کم» دریافت شوند. بنابراین در فضای کاری ممکن است مفید باشد که از رنگ آبی و سبز استفاده کنیم تا بالاترین میزان تمرکز و توجه در افراد ایجاد شود قرمز و نارنجی برای مشکلگشایی گروهی (brainstorming) و تسهیل ارتباط اجتماعی مفید است و رنگ زرد باعث تقویت تفکر عقلانی و نوآوری میشود.
البته هرینگتون میگوید، کل محیط کار نیاز به بررسی دارد. پنجرهها و نور طبیعی، صدا و مبلمان، همه از عواملی هستند که در پیامدها تأثیر میگذارند.»